ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
97
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
بطلميوس صانع دوّم بيست و نه سال . بطلميوس مخلص هفده سال . بطلميوس اسكندرى ده سال . بطلميوس حيران * هشت سال . بطلميوس حديدى هشت سال . بطلميوس گربز سى سال . قلوبطريا بنت مخه بيست و دو سال . جملت سيزده تن بودند ، و پادشاهى كردند سيصد و چهار سال . از جملهى اين جماعت بطلميوس محبّ الابان * بوده است كه بنى اسراييل را مدّتى برده كرد و از فلسطين به جانب يونان برد . و پس ازان رها كرد و آلات زرّين داد ، تا بر آسمانهى بيت المقدّس بياويزند . و در روزگار او ملك شام انطياخوس بود ؛ و شهر انطاكيه وى كرد ، و آن شهر به دو بازخوانند . و اين بطلميوس به كارزار او رفت و او را بشكست . و صانع آن بود كه عزم كرد به كارزار انطياخوس . بعد ازان خبر مرگ او بشنيد . ملكت شام اضافت كرد ، و مستولى شد بر شاميان . و محبّ الام در عهد او اسكندر روس * ، پسر انطاخوس ، عزم كرد كه ملكت شام او را بازگيرد . يونانيان او را بكشتند . و ديماطرنوس پادشاهى شام بگرفت . و قلوبطريا زنى بود علمدوست ، و همواره كتابهاى افلاطون و بقراط و ديگر حكما جمع كردى و خواندى . و پس ازين جماعت پادشاهى با روميان افتاد كه ايشان را صوفريان خوانند . و چنان شنيدم از لفظ معتمدى كه اندر زمين يونان بود ازين حكيمان معروف ، افلاطون يا ديگرى - و اللّه أعلم - كه ذكر تحقيق نامش بر خاطرم فراموش گشته است ، دانسته بود كه آب دريا غلبه خواهد گرفت ، و اغلب جزيرههاى يونان بحر گردد . و روزگار آن شناخته بود از علم نجوم . پس كتابى سخت برساخت بر علمهاى شريف . و در آنجا گفته بود كه : چنان يافتهام كه به فلان سال اندر فلان ماه من زنده گردم به فلان جاى كه مرا دفن كنند ، و بسيارى علوم پيدا كنم . اندر عالم واجب است بر پادشاه وقت و حكيمان و بزرگان و رعيّت كه اندر اين